این روزها زیاد از اهمیت قانون و لزوم رعایت آن صحبت می شود. من هم موافقام و به همین دلیل می پرسم:
آیا قانونی است که صداوسیما که باید بیطرف باشد، از پیش از رایگیری و خصوصا در ده روز اخیر کاملا جانبدارانه رفتار میکند؟
آیا قانونی است که کارتهای ناظران را با اشکالات متعدد و دیرهنگام صادر کنند و کارت بسیاری از آنها را هم اصلا صادر نکنند؟
آیا قانونی است که ناظران را به محل پلمپ کردن صندوق ها راه ندهند؟
آیا قانونی است که ناظران را به محل تجمیع در فرمانداری ها راه ندهند؟
آیا قانونی است که خدمت اساماس را که مهمترین راه ارتباط ناظران با ستادهای کاندیداها و با کمیته صیانت از آرا بوده است، قطع کنند؟
آیا قانونی است که فرایند شمارش آرا در محل وزارت کشور به گونه ای طراحی شود که ناظران ارشد هر سه کاندیدای به ظاهر مغلوب ساعت 2 بامداد پس از رایگیری مطمئن باشند که نمی توانند نظارتی اعمال کنند؟
آیا قانونی است که تلفنهای کمیته صیانت از آرا را قطع کنند؟
آیا قانونی است که نیمه شب به ستاد موسوی در فاطمی و قیطریه حمله کنند، اعضای ستاد را بیرون کنند و ستادها را پلمپ کنند؟
آیا قانونی است که سایت های نزدیک به کاندیداهای ظاهرا در حال شکست را فیلتر کنند؟
آیا قانونی است که پیش از تایید نتایج از سوی شورای نگهبان اردوکشی خیابانی راه بیندازند و جشن پیروزی بگیرند؟
آیا قانونی است که کاندیداهای به ظاهر مغلوب یا نمایندگانشان اجازه نداشته باشند که در تلویزیون دولتی نظراتشان را بگویند؟
آیا قانونی است که تمام اخبار به صورت دستچین شده و سانسورشده از صداوسیما منتشر شوند؟
آیا قانونی است که به تجمعات خودجوشی که با خشونتی همراه نیستند، توسط نیروهای انتظامی و لباس شخصیها حمله شود؟
آیا قانونی است که برخلاف اصل 27 قانون اساسی به تجمع و راهپیمایی مسالمت آمیز که «مخل به مبانی اسلام» هم نیست، مجوز داده نشود، در حالی که رقیب به ظاهر پیروز به راحتی و به نام یک شورای حکومتی مجوز تجمع می گیرد؟
آیا قانونی است که شبانه به خوابگاه پسران و دختران در کوی حمله شود؟
آیا قانونی است که به سوی معترضان بدون داشتن دستور تیر - روز دوشنبه گذشته را می گویم - تیراندازی شود؟
آیا قانونی است که اعضای شورای نگهبان علنا از یکی کاندیداها قبل و بعد از انتخابات حمایت کنند و به دیگری بتازند؟
آیا قانونی است که رهبری معظم در میانه بررسی شورای نگهبان امکان تقلب را نفی کند؟
آیا قانونی است که در حالی که طبق اصل 79 قانون اساسی اعلام حکومت نظامی، جز در موارد اضطراری و با تصویب مجلس غیرقانونی است، با معترضانی که در حال راهپیمایی آرام هستند، مانند شورشیان مسلح و محاربان رفتار شود و این بار دستور تیر هم داده شده باشد؟
و کدامیک قانونی است، اینکه ابتدا اعلام شود که اعلام نتایج تفکیکی صندوقها به کاندیداها غیرقانونی است یا اینکه پس از دو روز، آمار تفکیکی به مرور روی سایت شورای نگهبان قرارداده شود؟
و آیا قانونی است که شورای نگهبان بیشتر بودن تعداد آرا از واجدان شرایط در 50 حوزه را که موجب تردید در صحت 3 میلیون رای می شود، به بهانه اینکه اختلاف آرا بیش از 10 میلیون است، نادیده بگیرد؟
تا آنجا که می دانم و می دانید، اساسا قانون را برای بستن دست اکثریت و قدرتمندان تنظیم می کنند، و اگرنه اقلیت و کسانی که دستشان خالی است را به ضرب دگنک هم می توان ساکت کرد؛ اگر قرار باشد که فقط اقلیت و کسانی که دستشان خالی است، قانون را اجرا کنند که دیگر هیچ.
و البته مسئله جدیدی از شنبه عصر پیش آمده که مسئله تقلب اصلا در مقابلش هیچ است. آیا پاسخ اعتراض ما در سکوت، گلوله مستقیم به بالاتنه بود؟ از آنانی که به رعایت قانون تاکید دارند، خواهش می کنم که دو ماده زیر از قانون مجازات اسلامی را بخوانند:
ماده 610 - هرگاه دو نفر يا بيشتر اجتماع و تباني نمايند كه جرايمي بر ضد امنيت داخلي يا خارج كشور مرتكب شوند يا وسايل ارتكاب آن را فراهم نمايند در صورتي كه عنوان محارب بر آنان صادق نباشد، به دو تا پنج سال حبس محكوم خواهند شد .
ماده 618 - هركس با هياهو و جنجال يا حركات غير متعارف ياتعرض به افراد موجب اخلال نظم وآسايش وآرامش عمومي گردد يا مردم را از كسب وكار باز دارد به حبس از سه ماه تا يك سال و تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهد شد .
آیا با ما قانونی رفتار شد یا آنکه ما محارب بودیم؟ - قطعا اتهام محارب بودن هم نیاز به شواهد قانونی دارد و هم نیاز به اثبات آن در دادگاه قانونی با حضور وکیل مدافع و هم نیاز به مجوز برای اجرای حکم. اصول 32، 35، 36 و 37 قانون اساسی را ببینید - دوباره می پرسم، آیا پاسخ معترض بیدفاع را که دستانش را به نشانه اعتراض بالا برده است، با گلوله مستقیم می دهند؟ آیا این قانونی است؟ آیا اخلاقی است؟ و آیا اسلامی است یا آنکه جزاء سیئه سیئه مثلها؟
با شمایم، برخی از دوستان عزیزم که میدانم یا دست کم حدس میزنم که باورهایتان تابع منافع روزمرهتان نیست، اگر حقیقت و آزادی و قانون برای شما مهم است، لطفا چشمانتان را باز کنید و خوب بچرخانید و اگرنه مانند حمزه گلآرا صریحا به ما بگویید که برای حفظ قدرت هر کاری مجاز است و صحبت از رعایت قانون یک بازیچه: «باید راحت برخورد کرد و نشون داد که دولت اصلا از این اتفاقها خجالتزده نیست که بخواد قایم کنه و اینا.»
یک ضربالمثل انگلیسی هست که می گوید که هنگامی که به تو تجاوز می کنند و نمی توانی کاری بکنی، لذت ببر. کار برخی از ما از این حرف ها گذشته است، به ایشان میگویم که هنگامی که به تو تجاوز می کنند، آگاه باش که دارند به تو تجاوز می کنند و بعد هر چه میخواهی بکن.
پی نوشت 1: اصول 22 تا 40 و بلکه همه قانون اساسی را هم یک بار - دیگر - بخوانید، بد نیست.
پی نوشت 2: امروز دوستی به من گفت که آنانی را که شنبه کشته شدهاند، منافقان و برخی نیروهای خودسر کشته اند. حال من سوالم این است که نیروی انتظامی ایران که توانست چنددههزار معترض را طی چهار ساعت در منطقه ای به وسعت چندین کیلومترمربع متفرق کند، چه طور از پس چند منافق بر نمی آید و اجازه می دهد که آتها سلاح را تا مرکز شهر تهران جابجا کنند و چرا جلوی خودسران را نمی گیرد و اجازه می دهد که کنار دست و جلوی چشمهای پلیس ضدشورش به کار خود بپردازند. آیا قاتلان مسلح خطرناکترند یا معترضانی که در سکوت راهپیمایی می کنند؟